الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
847
علل الشرايع ( فارسي )
و پس از آن او را سنگسار مىكنند زيرا مرتكب زناء محصنه گرديده . حديث ( 15 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد و عبد الله فرزندان محمّد بن عيسى از حسن بن محبوب ، از محمّد حلبى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، راوى مىگويد : از امام عليه السّلام راجع به مرد مسلمانى كه عمدا مرد مسلمان ديگرى را كشته بود و مقتول از مسلمين ولىّ نداشته بلكه يكى از اقرباء او كه از اهل ذمّه است ولىّ او بوده حال حكم چيست ؟ حضرت فرمودند : بر امام است كه اسلام را بر اقرباء ذمّى او عرضه كند ، هر كدام از آنها كه اسلام آوردند قاتل را به او بسپارد ، وى اگر خواست قاتل را بكشد و در صورتى كه بخواهد مىتواند او را عفو نمايد و اگر هم خواست حق دارد ديه از او بگيرد و آن را در بيت المال مسلمين قرار دهد زيرا جنايت وارد بر مقتول بر ضرر امام صورت گرفته لا جرم ديه اى كه بابت قتل مقتول گرفته مىشود لازم است به نفع امام عليه السّلام در بيت المال قرار داده شود . حديث ( 16 ) پدرم رحمة الله عليه ، از عبد الله بن جعفر به اسنادش مرفوعا تا على بن يقطين ، وى مىگويد : محضر مبارك حضرت ابى الحسن موسى عليه السّلام عرض كردم : چرا فتنه و شورشهايى كه در باره شما نقل و روايت شده واقعيّت ندارد و آنچه در مورد دشمنان شما مطرح است و به دست ما رسيده صحيح مىباشد ؟ امام عليه السّلام فرمودند : آنچه در باره دشمنان ما روايت گرديده از ناحيه حقّ بوده لا جرم مطابق با واقع مىباشد و شما سرگرم و مشغول به آرزوهايتان مىباشيد لذا وقايع خارجى مطابق تمنّى و آرزوهايتان در خارج صورت مىگيرد . حديث ( 17 ) پدرم رحمة الله عليه ، از عبد الله بن جعفر حميرى ، از ابان بن صلت نقل كرده كه وى گفت : جمعى در خراسان نزد حضرت رضا عليه السّلام آمده و محضر مباركش عرضه داشتند : گروهى از اهل بيت شما هستند كه مرتكب به كارهاى زشت و قبيح مىشوند ، چرا ايشان را از آنها نهى نمىكنيد . ؟ حضرت فرمودند : اين كار را انجام نمىدهم . محضرش عرض شد : براى چه ؟ حضرت فرمودند : از پدرم شنيدم كه مىفرمودند : نصيحت دشوار و سخت است .